به نام خدایی که در این نزدیکی ست...

هم اکنون به دوستداران سهراب سپهری بپیوندید.


+ * - امروز 31 ارديبهشت ماه ، 1391
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت

نظرسنجی

سایت رسمی سهراب سپهری به زبان انگلیسی

نباشد بهتر است
بود و نبودش فرقی ندارد
باشد بهتر است
بسیار لازم و ضروری

سرانجام رای ها
نظرسنجی ها

شمار آراء: 688
دیدگاه ها : 1

آمار سايت



شعر تصادفي از سهراب



ليست كامل اشعار

(تکمیلی) Powered by Aram
سرگذشت
نوزدهمين شعر از دفتر «مرگ رنگ»:



مي خروشد دريا.
هيچكس نيست به ساحل دريا.


لكه اي نيست به دريا تاريك
كه شود قايق
اگر آيد نزديك‌.

مانده بر ساحل
قايقي ريخته شب بر سر او ،
پيكرش را ز رهي نا روشن
برده در تلخي ادراك فرو.
هيچكس نيست كه آيد از راه
و به آب افكندش‌.
و دير وقت كه هر كوهه آب
حرف با گوش نهان مي زندش‌،
موجي آشفته فرا مي رسد از راه كه گويد با ما
قصه يك شب طوفاني را.

 


رفته بود آن شب ماهي گير
تا بگيرد از آب


آنچه پيوندي داشت‌.
با خيالي در خواب

صبح آن شب ، كه به دريا موجي
تن نمي كوفت به موجي ديگر ،
چشم ماهي گيران ديد
قايقي را به ره آب كه داشت
بر لب از حادثه تلخ شب پيش خبر.
پس كشاندند سوي ساحل خواب آلودش
به همان جاي كه هست
در همين لحظه غمناك بجا
و به نزديكي او
مي خروشد دريا
وز ره دور فرا مي رسد آن موج كه مي گويد باز
از شب طوفاني
داستاني نه دراز.




بازديد : 1774 بار

کلمات کليدي : سهراب سپهري مرگ رنگ سرگذشت