+ * -
امروز 10 ارديبهشت ماه ، 1396

آمار سايت



شعر تصادفي از سهراب



ليست كامل اشعار

(تکمیلی) Powered by Aram
شب هم آهنگي
هجدهمين شعر از دفتر «آوار آفتاب» :



لب ها مي لرزند. شب مي تپد.جنگل نفس مي كشد.
پرواي چه داري‌، مرا در شب بازوانت سفر ده‌.


انگشتان شبانه ات را مي فشارم ، و باد شقايق دور دست را
پرپر مي كند.
به سقف جنگل مي نگري‌: ستارگان در خيسي چشمانت
مي دوند.
بي اشك ، چشمان تو نا تمام است‌، و نمناكي جنگل
نارساست‌.
دستانت را مي گشايي ، گره تاريكي مي گشايد.
لبخند مي زني ، رشته رمز مي لرزد.
مي نگري ، رسايي چهره ات حيران مي كند.
بيا با جاده پيوستگي برويم‌.
خزندگان در خوابند. دروازه ابديت باز است‌.آفتابي شويم‌.
چشمان را بسپاريم ، كه مهتاب آشنايي فرود آمد.
لبان را گم كنيم‌، كه صدا نا بهنگام است‌.
در خواب درختان نوشيده شويم ، كه شكوه روييدن در ما
مي گذرد.
باد مي شكند ، شب راكد مي ماند. جنگل از تپش مي افتد.
جوشش اشك هم آهنگي را مي شنويم ، و شيره گياهان
به سوي ابديت مي رود.



بازديد : 8539 بار

کلمات کليدي : سهراب سپهري آوار آفتاب شب هم آهنگي